با همه مشغله زیاد و خستگی کلاس های پیام نور وقتی کلاسم تمام شد تلفن همراه را روشن کردم و دوستی ما را دعوت به منزلشان تا گپ و گفتی داشته باشیم از آنجا که خسته از بودم و از خیلی چیز ها فراری - به منزلش رفتم و ساعت حدود ۱۰ هنگام برگشت کنار خیابان ایستاده بودم ک یک آن موتوری پیچید جلوی من و گفت موتور۰ مسیررا گفتم و عقدی بسته شد و سوار شدم تو اول مسیر پرسیدم کارو کسب خوبه گفت الحمداله .
همین طور ادامه داد و سوالی کردم وپاسخی داد که بعد از ۲۴ ساعت هنوز تو آن جواب گیر کردم. فرمودند که من همیشه سعی کردم از همه هم طراز های خودم یک درجه بهتر باشم و این سعی باعث شده که هر روزم بهتر از روز قبل باشد.
با خود گفتم پس من چقدر غافلم...............................